ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1120
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
خواه خبر يا انشا شامل مىشود . پايهء دوم بيان چنان است كه بتوانيم آنچه را در درون خويش داريم به آنان كه از ما دور يا نهانند يا به آيندگان و كسانى كه همزمان ما نيستند برسانيم و اين منحصر به نوشتن است . و نوشتن عبارت از نقش كردن علائمى با دست است بدانسان كه اشكال و صورتهاى آن وضعا حرف به حرف و كلمه به كلمه بر الفاظى دلالت ميكنند كه در نطق به كار ميروند . و بنابر اين بيان و تعبير اندوختههاى درون آدمى از راه نوشتن ، بواسطهء همان سخنى است كه در نطق به كار ميرود و از اين رو آن را در پايهء دوم قرار دادهاند ، ولى هر يك از اين دو گونه بيان ، از اندوختههاى درون آدمى ، دانشها و معارف را نشان دهد ، آن شريفتر خواهد بود و توجه خداوندان - دانش و هنر به اين است كه انديشهها و اندوختههاى درونى خود را بوسيلهء نوشتن در دل اوراق بيادگار گذارند تا سود آموختن آنها بهرهء آيندگان شود و مردمى كه غايبند نيز از آنها برخوردار گردند . و اين گروه عبارت از مؤلفان كتباند . و در ميان مجامع بشرى و ملتهاى گوناگون كتب بسيار تأليف شده است و اين كتب در عصرهاى متمادى و پياپى به نسلهاى آينده انتقال يافته است و مطالب آنها بر حسب شرايع و مذاهب گوناگون و تواريخ ملتها و دولتها مختلف است . ليكن در دانشهاى فلسفى اختلافى وجود ندارد ، زيرا همهء مطالب آنها بيك شيوه بر حسب مقتضيات انديشهء آدمى در تصور موجودات گردآورى مىشود و آنها را از لحاظ جسمانى و روحانى و فلكى و عنصرى و مجرد و ماده هم چنان كه هستند و بر وفق واقعيت مىانديشند و از اين رو در اين دانشها اختلافى روى نميدهد ، بلكه اختلاف در دانشهاى شرعى پديد مىآيد چه ملتها از لحاظ مذاهب با يك ديگر متفاوتاند يا اينكه بسبب اختلاف اخبارى كه بطور سطحى گرد مىآيد در علوم تاريخ نيز تفاوت و اختلاف مشاهده مىشود . آنگاه مىبينيم بسبب اصطلاحات گوناگون بشر در رسوم و اشكال حروف